بافتنی

اینجا

بافتنی

اینجا

mindfullnes

اینجا  و  اینجا

پوشه ای تازه

من یک انسانم مانند همه ی انهایی که بدنیا آمده اند و حتما به دنیا می آیند. ولی با این همه من، فقط من هستم . هیچ فردی مانند من به دنیا نیامده و قرار نیست به دنیا بیاید . الان 52 سال و 21 روز از فرصتم را گذرانده ام . برخی را سوزانده ام و برخی را ساخته ام و ...

اگر بتوانم دیگر نمیخواهم برگردم و چوب حلاجی به گذر روزهای عمرم بزنم . دنبال "این" شدنم باشم و یا راهی برای" آن "شدنم پیدا کنم. نه اینکه بتوان دفتر مشق ها و یا حتی کارنامه ی حتی روزی از آن عمر را فراموش کرد و یا هیچ انگاشت .

عمری باید و نبایدهای گذر زندگی را برایم چیدند و هم خود ساختم . موشکافانه گذشته را کنکاش کردم و مقصر ها و مشوق ها را دوصف کردم . نیکی ها و بدیهایم را در ستون بلندبالا ردیف کردم. غلط ها را یافتم و یا زیر آنها را با رنگ قرز نشان دار کردند و من بارها درست آن را نوشتم . گاه تاوان سخت تر از هر جریمه ای برای حتی نیکی هایم پس دادم و ... 

در گذر سالها خندیدم و خنداندم. رنجیدم و رنجاندم. خوبی کردم و خوبی دیدم. حتما خوبی کردند و بدی دیدم . همانگونه که خوبی هاییم را بدی پنداشتند و ...

شنیده ایم " صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را  نیکی چه بدیداشت که یک بار نکردی" یا " انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود"

میخواهم 

 

باز آن نشدم که میدانستم . چه برسد به آن شوم که میخواهم 

ادامه نوشته