حساب محبت پس انداز ندارد

هیچ وقت محبت ها پس انداز نمیشود . عمری محبت میکنی .اما یک اشتباه و یا بی عقلی و یا خصومت ، به نسبت درجه ی آن ، نابود می شود .. شاید همه را از بین رفته و درصف مقابل قرار بگیرید 

دستت را باز کن ، گل یا پوچه

میگن ، در مسیر زندگی ، بسته ها یا کلاس ها یا پایه های آموزشی است و آدمها اجباری و یا اختیاری در آن کلاس ها ثبت نام میشن. آخردوره،باید دستت را باز کنی و ببنی چی کف دستت گذاشتن ! اما نه مثل بازی گل یا پوچ که شانسی است 

 درست عین  دوره های مدرسه ای،هر ملاک های ارزیابی، نمره ی مشخص داره . اما کارنامه ی کاغذی و الکترونیکی نداره که بشه دورش انداخت و پاکش کرد و به نحوی بی خیالش شد و یا بدردت بخورد یا نخورد .مهرش رو قلبت میخوره انکه کف دست میخوره، رو نوشتشه،فقط  جهت اطلاع، تازه اگه مشتت را باز کنی و دقت کنی، میتونی ببینی .انوقت شاید یکی یکی اینها را در طول عمرت تجربه کنی

  • گواهی پایان دوره همراه با گواهی ارتقا در یک ، چند و یا چندین کلاس بالاتر 
  • گواهی پایان دوره با کسب حدنصاب 
  • گواهی تجدید دوره 
  • گواهی عدم شرکت در این و دوره های مشابه 
  • گواهی اخراج

در ذیل آنهم مثل هر گواهی اعتبار و امضا درج می شود

این حکم تا ابد پایدار می ماند و با کوچکترین نیت مخالف آن بی درنگ هیچ ارزشی ندارد

                                                                                              امضا :خالق عالم

زیارت و یا بقول صحیح تر مهمانی رفتن نزد  هر کدوم از وزنه های آفریش، سوپاپ های اطمینان خلق الله ، هم همینطوره ،می طلبند و میروی، با هر درجه از معرفت و حال و ادب در محضر میزبان می مانی

برکه می گردی، وقتی سوغاتی هات را میدی و یک چایی لب سوز و لب دوز و لب چسب میخوری و بلند می شی ساک سفرت را بگذاری سرجاش .............

مشتت را باز میکنی تا مهرت را ببینی  

جواب را درست و حساب و شفاف نمی فهمی . یا علی میگی و میخوابی صبح بیدار می شی ..  

ذهنت پژواک این تک بیته 

" ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم "

گیچ ومنگی ، حالا بین اونهمه شعر این ؟!!!

 

چیزی نمیگذره که یالله ی بسته آموزشی در نزده وارد شدن و نم نم اشک هایت دانه دانه ی کلمات را از لبانت می رویاند ........

رفتی که استخوان بترکانی و دست به کار شوی و باغدار شوی

در غفلتی که رنج ،برایت نشانه داشت

برگشتی،رنج هنوز هم جوانه داشت !

امید داشتی که برداشت داشتی

دیدی چه سود ، زمینت یک نشا و نهال نداشت

قصه ی یک زندگی

یکی بود یکی نبود . یکی از این همه آدمها و شاید سفرنامه ی خیلی خیلی خیلی از آدم ها مثل من بوده و هست و خواهد بود . روزگاری انقدر به در و دیوار خوردم . از پا افتادم و بلند شدم که، یاد گرفتم سیمرغ شدن در افسانه ها ست . چشم که باز کردم دیدم در عمل سگ نگهبانی هستم که با قضاوت خود برای پاسبانی از آنچه خود را متعلق به آن و آنان می بیند ، پارس میکند . حمله میکند،دوباره انرژی میگیرد .زخمی شدن و توسری خوردن او را از پاسبانی جدا نمی کند . "بایدی "بزرگ و پررنگ برای خود، داشتم که سستی ناپذیر بود. آنقدر گذشت تا فهمیدم باید طوطی شوم ،خوش سخن و در قفس، فقط برای جندتا محدود باشم . اما شاید باز اشتباه میکنم باید موش کوری شوم خزیده در لانه ای در عمق زمین و تنها برای خود 

شاید این درست ترین است 

من و علی مملِِک برادر هستیم

من و علی مملک برادر هستیم، هر دو از هر یک مادر و یک پدر هستیم . من شدم ممدعلی او شده حاجی آقا

همیشه این چنین بوده است، یکی از همه ثروتمنتر و یا یکی از هم تهیدست تر می شوند

ولی به ندرت، فردی است که ببیند ، خواهران و برادرانش ،با وجود مال ،ایمان و علم و هر آنچه او دارد و ندارد ، انها هم دارند و سر سوزنی بر داشته های آنها و نداشته ی خود  نلرزد 

و چه فهم بالایی ،چه قدرت تسلط بر خودی ،چه عظمت ایمانی و چه باهوشی که به قدر سوزنی حشمت و مال خواهر و برادرانش درچشمش نیاید و در نداری، با حداقل های خود ، با سختی ها دست و پنجه نرم کند ولی از زندگی لذت ببرد .ولی بگوید خدایا شکرت . متلک نپراند . چشم به بخشش فوق داوطلبانه ی انها نداشته باشد . ارتباط را قطع نکند . مشکلات و بدی هایی ان ها را در نظر خود بزرگ نکند. 

 براستی برای  این آدم ها میتوان قیمت گذاشت ؟................................

با خود چه کرده اند که اینچنین بزرگ شده اند

نازلترین کار

هدیه ی به یک عروس غیر ایرانی زنجیر طلای بلند 24 عیار فرستاده بودن ،او هم به دستگیره دری وصل کرده بوده و با آن در را باز میکرده .

شاید ما هم با قران همین کار را میکنیم . ختم میخونیم . برای رفع چشم و نظر و جریمه نشدن ماشین و ضد حریق و .............

گل وگیاه

هویا کِری (Hoya Kerrii)
 
 

 

هویا کری (Hoya Kerrii) یک گونه از هویا بوده که گیاه بومی جنوب شرقی آسیا می باشد و در مناطق جنوب چین، ویتنام، لائوس، کامبوج و تایلند یافت می شود.

هویا کری به دلیل برگ های ضخیم و قلب مانندی که دارد، گاها آنرا "lucky heart" می نامند و در اروپا برای روز ولنتاین و اغلب اوقات بصورت یک تک برگ در یک گلدان کوچک به فروش می رسد.

 
 
 

هویا کری یک گیاه رونده است که می تواند تا 4 متر ارتفاع رشد کند. ساقه های آن تقریبا قطری برابر با 7 میلیمتر دارند، پهنای برگهای آن حدود 6 سانتیمتر و ضخامت برگ ها گاهی به 5 میلیمتر می رسد.

 

 

این گیاه واریته های گوناگونی دارد و گل های انواع هویا ها مشابه هم هستند که ماندگاری خوبی نیز دارند. هویا پس از گلدهی، توپ های کوچکی از شهد تولید می نماید که رنگ آنها قرمز و یا قهوه ای است.
 
 
 
 
 

این گیاه در محیط بومی خود، در لایه های خاک برگ پوسیده موجود در شکاف درختان و بین ریشه های سطحی آنها، همانطور که رطوبت هوا را جذب می کند رشد می نماید.ریشه های این گیاه به آسانی در یک محیط نیمه مرطوب رشد می کنند و این باعث می شود تا بتوان به آسانی پس از قطع نمودن ساقه و یا برگ، آنرا قلمه زد و تکثیر نمود.

 

هویا کری میتواند یک گیاه آپارتمانی ایده آل باشد. مراقبت از این گیاه با اندکی رسیدگی و توجه بسیار آسان بوده و در هر محلی ازخانه و یا محل کار قابل نگهداری است. این گیاهبه دمای بین 18 تا 27 درجه سانتیگراد و در زمستان به حد اقل 16 درجه سانتیگرادحرارت نیاز دارد. لازم است برای گلدان آن یک زهکش مناسب برای خروج آب اضافی آن فراهم کنید و از آبیاری بیش از حدبپرهیزید. اجازه دهید خاک سطح گلدان خشک شده سپس آبیاری نمایید. فصل گلدهی گیاه بالغ هویا، در تابستان  می باشد.

 
 
 

آیا هویا یک نوع ساکیولنت است؟

 

هویا از خانواده "”Asclepiadoideae می باشد. و از این جهت که مانند تمامی ساکیولنت ها کاملا با ذخیره سازی آب در زمان های طولانی بی آبی بین  دو آبیاری سازگار است، یک نوع ساکیولنت به حساب می آید. 

 

نتیجه گیری های کلی در مورد شرایط نگهداری هویا از متون ترجمه شده:

  • نور غیر مستقیم  و یا سایه-آفتاب

  • هوای نیمه مرطوب و نسباتا گرم

  • خاک اسیدی PH (6.1 to  6.5)

  • مقاوم در برابرکم آبی

ادامه نوشته

همسایگی

اینها را نوشتم باید ویرایشکنم و کپی کنم اینجا 

 

 

 

از سر لجبازی گاهی کاری که میتوان به راحتی انجام داد انجام نمیدهیم 

اگر میشد مثل صندوق پستی هر خانواده یک سطل زباله دردار و قفل دار داشتند / طوری بود که خشک میکرد زباله ها را یا زباله ها بی شیرابه میشدند 

دیشب تولد محمدمون را تنهایی گرفتیم .

دیشب کیک کوچک تولد با شمع نوزده و  عکس و فیلم  ولی با حضور محمد جون در خوابگاه و عدم حضورش با ما . دیگر برای او هم باید غیابی تولد بگیریم.

باز سفره ی دونفره میاندازیم و غذاهایی باب طبع دوتایی 

بیست و هشت سال گذشت و دوباره با هم تنها یی روزها را میگذارانیم . 

هر چند نبودنشان برایمان سخت است و از امکانات خونه و کمک مامحروم هستند ولی خداراوند را شکر میکنم که دوره ی با وقت آزاد زیاد برای خودکاوی در زندگی دارم  . و دعا میکنم بتوانیم کنار هم سالهای زیادی زندگی کنیم 

حسی که این روزها دارم 

میخوام کبوتر بشم و هر روز سری به بچه هام بزنم و دلم اروم بشه و برگردم کنار همسرم و برای بقیه عمر دونه بکارم .تا در مزرعه زندگیم چیزی برای برداشت داشته باشم . علف های هرزش را وجین کنم و نهال های تازه بکارم . ........   

من هستم و بقیه ی عمر ، بقیه ی عمری که تازه، می فهمی که انسان ، نیستی و نابودی نداره .

فرصت کوتاهی در این دنیا ،که هر آن، آهنگ پایانش را با فروکش کردن شلوغ بازاری که از آرزوها و وظایفی که داشتی و برای خود تکلیف کرده بودی ، حالا زنگ رحیل بلندتر و بلندتر می شنوی .

و  ، تازه با تمام لحظه ها ی عمرت حس میکنی باید در پس دویدن برای آرزوها ، توشه ای برمی داشتی .

ان وقت حس وقتی را داری که ، جواب سؤال را آن دم دم های آخر امتحان یادت می آد . هم دستپاچه ای هم خوشحال و هم باید حواست را شش دانگ جمع کار کنی و هم می ترسی که هر آن، برگه را ا ز زیر دستت بکشن

  اما خدا را بی نهایت شکر میکنم  ، که در این سن با گذشت از همه ی سختی ها و شایدها و بایدها  ، صفر

تا صد بودن ها ،احساس میکنم با فردی زندگی کردم که همیشه همراه و زینت بخش و نگه دارنده ام بوده  و من یگرنگ و عاشق و مهربان بودم 

شاید این باشد

استحکام خانواده در اسلام و شاید همه ی جوامع بشری یکی از مهمترین اصول است .

در اسلام

نسبتی ابدی و گسترش یابنده

هرگز در این ، ارتباط قطع  و مسئولیت ازبین نمی رود

با ازدواج و تولدها افزایش و  برای همیشه  ادامه دار، باقی می ماند

روابط نسبی اینگونه است . پدر، مادر ، خواهر ،برادر ، عمو،دایی، عمه و پسر خاله و ...........

در این رابطه هادرجات محرمیت افراد با هم متفاوت است و بین میزان تعهد  با درجات محرمیت رابطه ای دارد .

اما

رابطه سببی که با یک عقد یا پیمان شروع می شود

و همیشگی نیست . قابل فسخ است .

درجاتی از محرمیت را ایجاد میکند .

و جالب این که رابطه ای که بعد از فسخ پیمان اصلی زوجین و پایان همه چیز از محرمیت و تعهد و یکدلی .... ، نسبتی با محرمیت دایم باقی می ماند  . 

عقد ازدواج با محرمیت صد در صد  و ایجاد کننده بالاترین رابطه، که می تواند ایجاد کننده رابطه ای خویشاوندی ابدی و تعهدی پایان ناپذیر شود ( در صورتیکه از این زوج فرزندی بوجود آید . نسبت  فرزند با مادر و  فرزند با پدر بوجود می آید ) زیرا در شرع و همه ی جوامع عقد ازدواج قابل فسخ است و بین ان دو رابطه به صفر می رسد و یا خدای نکرده به دشمنی صد در صد ولی محرمیت و مسیولیت و رابطه با فرزندان باقی می ماند 

جالب این است که محرمیت مادرزن به داماد حتی بعد از طلاق هم باقی می ماند و یا پدر شوهر به عروس 

به نظرو تجربه ی من، محرمیت نوعی علاقه و پای بندی در انسان بوجود می آورد . رفت و آمد ونشست و برخاست ها را راحت می کند و همفکری و یاری را افزایش می دهد و از طرفی باعث می شود که همیشه مادرزن یا پدرشوهر حکم خیرخواه خانواده ی تشکیل شده را داشته باشند و باعث استحکام خانواده شود . و هرگز یک پدر شوهر نمیتواند با عروس خود ازدواج کند ....

هرچند از این حکم برای محرم شدن برخی افراد استفاده و دختر کوچکی را عقد موقت اقایی میکردن و بعد 

باطل می کردند ( نیاز به ثبت در دفاتر ثبت اسناد نبوده و شاید نیست )و این آقا با آن خانم محرم میشدند . در حد حجاب نداشتن و هم کار و همراه بودن ( همان درجه ی محرمیت مادرزن با داماد یا پدرشوهر با عروس )