خودسازی

مشارطه مراقبه محاسبه معاتبه معاقبه

 

از سایت ایت الله کمیلی کپی کرده ام

بازدیدها: 6285

این برنامه یک اکسیر بزرگ و مؤثر در اخلاق و عرفان عملی است که موجب ترک عادت‌ها، گناه‌ها و بدی‌ها شده و همچنین موجب آراستگی انسان به فضائل اخلاقی، امور عبادی و صفات حمیده می‌گردد.

البته با رعایت شرایطی که در ذیل اشاره می‌شود؛

نکات لازم؛

۱٫ شخص حقیقتا و جداً دنبال ایجاد یک تغییر در خودش باشد که این تغییر یا شامل ترک یک گناه یا عادت زشت است، یا آراستگی به یک عبادت، فضیلت اخلاقی یا صفت خوب است.

۲٫ نیاز به عزم و اراده جدی در این مسیر و خصوصاً انجام این برنامه است.

۳٫ استقامت شرط مهم در به نتیجه رسیدن و تأثیر این برنامه است، و اگر استمرار نداشته باشد و شخص استقامت نداشته باشد نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد.

۴٫ رعایت حد اعتدال لازم و ضروری است که ارفاق نفس از اصول اخلاقی و عرفانی است، اما باید مراقب بود که ارفاق بیش از اندازه موجب رها شدن و افسار گریختگی نفس نگردد و از کنترل خارج نشود.

۵٫ در طول روز و در حین انجام برنامه بر حسن انجام این تمرکز داشته باشد.

۶٫ گام به گام در صدد ترک عادت‌ها قدم بردارد و یکباره نمی‌توان چندین عادت بد و زشت را کنار گذاشت، البته لازم است که از عادت‌ها و رذائل بدتر و شدیدتر شروع کرد و آنها را در اولویت قرار داد.

۷٫ اصل تلقین اثر بزرگی در تغییر در انسان و تقویت عزم و اراده دارد، و مانعی در برابر یأس و نا امیدی است.

 

 

کیفیت برنامه؛

مشارطه، یعنی اینکه شخص هر روز صبح و ابتدای روز آن عیب ظاهری یا اخلاقی و یا باطنی را در نظر آورده و بدی‌ها و زشتی آن را مرور کرده و با خود و خدای سبحان شرط و عهد کند که در طول روز و شب تا زمان خواب از ارتکاب آن خودداری کند، به این عمل مشارطه گفته می‌شود.

مراقبه، پس از اینکه انسان شرط گذاشت که عملی را مرتکب نشود، باید تمام روز مراقب باشد و به نوعی تمرکز جدی بر آن عمل داشته باشد که آگاهانه و حتی از روی عادت و سهو نیز آنرا انجام ندهد، چراکه وقتی رفتاری برای انسان عادت و خُلق شد، بدون تفکر و تأمل انسان آن رفتار را انجام می‌دهد، لذا لازم است که انسان مدام مراقب باشد که آن عمل و رفتار را مرتکب نشود. یا اگر صفت خوبی را می‌خواهد به دست آورد باید مداوم مراقب باشد تا در شرایط لازم آن عمل را انجام دهد تا برای او عادت شود.

محاسبه، هر شب قبل از خواب لازم است که انسان مروری بر شرطی که در ابتدای روز با خود و خداوند کرده و نحوه مراقبه روز داشته باشد، به اینصورت که آیا مراقبه خوبی برای ترک عمل داشته یا خیر، و اینکه چند مرتبه مرتکب آن عمل شده و چقدر در عمل به آن موفق بوده است.

از نکات مهم عرفانی در محاسبه این است که اگر سالک در عمل به مشارطه و مراقبه موفق بود باید این توفیق را حتما از ناحیه‌ی خداوند سبحان ببیند و بداند و بابت حسن انجام مراقبه شکر زبانی و قلبی داشته باشد، و اگر در عمل به مشارطه و مراقبه موفق نبود باید استغفار کرده و قلبا بابت این عدم توفیق نادم و ناراحت باشد. این شکر و استغفار مهم و دارای اثر است.

معاتبه، زمانی است که انسان در انجام مشارطه موفق نبوده است، لذا باید خودش را سرزنش کند و از قوه‌ی غضب خود علیه خودش استفاده کند. شخص باید مراقب باشد که این سرزنش موجب یأس و ناامیدی در او نشود که باعث ترک تلاش و مجاهده شود، بلکه بیشتر به گونه‌ای نصیحت کننده و خیرخواهانه و گاهی با عتاب شدیدتر انجام شود.

این موعظه‌گر و سرزنش‌کننده درونی از موعظه بیرونی اثر بیشتری خواهد داشت. و اگر موفق در انجام برنامه بود شاکر خداوند باشد و تداوم این توفیق را از خداوند بخواهد.

معاقبه، یعنی اینکه اگر شخص در انجام برنامه موفق نبود، جریمه‌ای برای نفس خودش در نظر گرفته و حتما جریمه را انجام دهد. این جریمه باعث تحمل سختی و فشاری به نفس می‌شود و در صورت تداوم

این دستورالعمل و جریمه بر نفس اثر می‌کند و موجب ترک عادت و گناه می‌شود.

باید دقت داشت که جریمه نفس حتما شرعی باشد و جریمه‌ی که خلاف شرع باشد در امور اخلاقی و عرفانی مذموم است و موجب دوری از خدا و ظلمت دل می‌شود. بهترین نوع جریمه برای نفس پرداخت صدقات مالی و انفاق، تلاوت قرآن و ادعیه، زیارت، نمازهای مستحبی، روزه و دیگر مستحبات می‌باشد که علاوه بر جریمه نفس، سبب نورانیت و صفای باطن می‌شود.

نکته مهم دیگر اینکه در جریمه نفس نباید دچار افراط و تفریط شد و جریمه نباید خیلی سنگین یا خیلی سبک باشد. اگر سنگین باشد بعد از یک الی دو مرتبه نفس تحمل نمی‌کند و به کل همه چیز را رها می‌کند و مانع ادامه این برنامه (مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه) می‌شود، و اگر جریمه خیلی سبک باشد، به نفس فشار و سختی وارد نمی‌شود و مجدد آن عمل بد و زشت را مرتکب شده و از انجام جریمه باکی ندارد. لذا حتما جریمه بگونه ای باشد که به نفس فشار وارد شود و خیلی سنگین هم نباشد.

تداوم این برنامه طی مدتی از چند هفته یا چند ماه بسته به کیفیت انجام برنامه، و همچنین عادت‌های بد انسان در نهایت نتیجه می‌دهد و موجب تغییر حال و عادات در انسان می‌شود.

اگر اینچنین معارف دین را تهی نشده بود...

   می‌خواستم در شب شهادت امام رضا علیه‌السلام در مورد اثر گریستن بر رشد انسان و نجات‌بخشی تضّرع به درگاه الهی بنویسم. خود را درخور نوشتن کلید رستگاری نیافتم.

   نمی‌توانم اثرگریستن، اشک‌ریختن و تضّرع به درگاه الهی را درک کنم.چگونه می‌توانم از امری بنویسم که تنها آدرس آن‌را پرسیده‌ام و ناجوانمردانه به گمان خردمندی، بیشترین سال‌های عمرم آن‌را غلط دانسته و حتّی مسخره کرده‌ام." قطره اشکی، مومن را از خاک بر افلاک می‌نشاند!"

وقتی  باورکردم، اشکی که بر گونه‌ی گُرگرفته راه باز می‌کند. حرفی واضح دارد، سخنی ناب و خالص و راه‌گشا می‌گوید.داستان اشک را فهمیدم.

   دریای وجود، زیر ستیغ آتش‌های روزگار تاب مقاومت ندارد وهرچند گاه، بخاری از آن بحر برمی‌خیزد و به اشک‌ مبدل شده، مقاومت انسان را درهم می‌شکند. و از چشمه‌ی چشم لبریز می‌شود و تو باید مقدم آن‌را گرامی داری که نشان از سوز تو دارد. هر آتشی می‌سوزاند ولی هرآتشی نابود نمی‌سازد که ققنوس در دل آتش بقا یافت و طلای ناب وخالص حاصل گداخته شدن درکوره‌ است.

    باور دارم برای آدم شدن، باید گریست و به حرف اشک‌ها گوش داد. نباید آتشی را خفه کرد. باید تمام آتش‌های نیمه جان را مدد کرد تا جان بگیرند و اشک‌ها را از چشمه‌ی چشم‌ها بجوشانند و گوش‌ها برای شنیدن حرف‌های آنان ماهر شوند و دست‌ها قصه‌ی آنان را ثبت کنند، خط بزنند و باز بنویسند و بارها و بارها آنرا بخوانند و تصحیح کنند. از پاک کردن و خط زدن و پاره کردن و نوشتن نهراسند. این آتش را هرچه بیفروزی خاموش و خاموش‌تر می‌شود و می‌گویند چون آتشی در خرمن هستی خود زدی، آتشی از سوز هجر، زبانه می‌کشدو تمام ارزش‌های خودساخته‌ی بی‌ارزش را می‌سوزاند و خاکستر می‌کند و آنگاه آتشی پاک و انسان ساز زیر آن خاکسترها جان گرفته و شعله‌ور می‌شود.