میگن ، در مسیر زندگی ، بسته ها یا کلاس ها یا پایه های آموزشی است و آدمها اجباری و یا اختیاری در آن کلاس ها ثبت نام میشن. آخردوره،باید دستت را باز کنی و ببنی چی کف دستت گذاشتن ! اما نه مثل بازی گل یا پوچ که شانسی است 

 درست عین  دوره های مدرسه ای،هر ملاک های ارزیابی، نمره ی مشخص داره . اما کارنامه ی کاغذی و الکترونیکی نداره که بشه دورش انداخت و پاکش کرد و به نحوی بی خیالش شد و یا بدردت بخورد یا نخورد .مهرش رو قلبت میخوره انکه کف دست میخوره، رو نوشتشه،فقط  جهت اطلاع، تازه اگه مشتت را باز کنی و دقت کنی، میتونی ببینی .انوقت شاید یکی یکی اینها را در طول عمرت تجربه کنی

  • گواهی پایان دوره همراه با گواهی ارتقا در یک ، چند و یا چندین کلاس بالاتر 
  • گواهی پایان دوره با کسب حدنصاب 
  • گواهی تجدید دوره 
  • گواهی عدم شرکت در این و دوره های مشابه 
  • گواهی اخراج

در ذیل آنهم مثل هر گواهی اعتبار و امضا درج می شود

این حکم تا ابد پایدار می ماند و با کوچکترین نیت مخالف آن بی درنگ هیچ ارزشی ندارد

                                                                                              امضا :خالق عالم

زیارت و یا بقول صحیح تر مهمانی رفتن نزد  هر کدوم از وزنه های آفریش، سوپاپ های اطمینان خلق الله ، هم همینطوره ،می طلبند و میروی، با هر درجه از معرفت و حال و ادب در محضر میزبان می مانی

برکه می گردی، وقتی سوغاتی هات را میدی و یک چایی لب سوز و لب دوز و لب چسب میخوری و بلند می شی ساک سفرت را بگذاری سرجاش .............

مشتت را باز میکنی تا مهرت را ببینی  

جواب را درست و حساب و شفاف نمی فهمی . یا علی میگی و میخوابی صبح بیدار می شی ..  

ذهنت پژواک این تک بیته 

" ابلیس کی گذاشت که ما بندگی کنیم "

گیچ ومنگی ، حالا بین اونهمه شعر این ؟!!!

 

چیزی نمیگذره که یالله ی بسته آموزشی در نزده وارد شدن و نم نم اشک هایت دانه دانه ی کلمات را از لبانت می رویاند ........

رفتی که استخوان بترکانی و دست به کار شوی و باغدار شوی

در غفلتی که رنج ،برایت نشانه داشت

برگشتی،رنج هنوز هم جوانه داشت !

امید داشتی که برداشت داشتی

دیدی چه سود ، زمینت یک نشا و نهال نداشت