بیا کنار خود خود خودم
خیلی خیلیدلمبرای خودم تنگ شده . میخواهم حسابی با خود خود خودم باشم . سرم را تو زانو بگیرم و برای خودم از خاطرات و قصه ها، خیالها و آرزوها ، دنیایی که خودم با تمام اجزائش می سازم ، بگم بدون هیچ رودربایستی و قید و بندها . هرجا خواستم از خنده ریسه برم و هرجاو هر چه خواستم گریه کنم . اما نه ، نمی خواهم " خود بزنم "، حتی نمیخواهم به خودم اخم کنم .می خواهم به خودم امیدواری بدهم و بگویم اره ، چرا نشه . دلت قرصفرص حتما میشه . میخواهم هرچه نفرت حسد کدورت دلخوری زندگی های دیگران نرسیدنها نخواسته ها نداشته ها بی ارزشی ها تضادها همه وهمه را بریزم دور .درست مثل زباله ها که می ریزی دورو هم جای خالی شون رامی بینی و تمیز شدن محل و هم دیگه رویشون را نمی بینی . هیچکه هم کار نداره روزانه چقدر زباله درست کردی . در کیسه زباله ات را هم باز نمی کنه
می خواهم تو چش خودم نگاه کنم مست نگاه خودم بشم تا انجایی که گرمای محبت بخشش تا عمق استخوانم برسه
بعد می نویسم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 10:38 توسط همدلان
|