شيخ عباس قمى به نقل از نويسنده «شفاء الصدور» مى‏گويد: بنى اميه روز عاشورا را مبارك مى‏دانستند: در اين روز براى خود خريد مى‏كردند و خريد را در آن روز سنّت خود كرده بودند، آنان در اين روز مراسم عيد بر پا مى‏كردند، آن روز را روزه مى‏گرفتند و در آن روز طلب حوائج را مستحب مى‏دانستند و براى همين درباره روز عاشورا فضايل و مناقبى ساخته‏اند و حتى دعائى هم درباره آن درست كرده‏اند كه اولش اين است: يا قابل توبة آدم يوم عاشورا، يا رافع ادريس الى السماء يوم عاشورا، يا مسكّن السفينة يوم عاشورا يا غياث ابراهيم من النار يوم عاشورا. اينها را ساخته‏اند. تا امر، مشتبه شود. آنان در سخنرانيهاى خود مى‏گويند: هر نبىّ وسيله و شرفى دارد و در روز عاشورا، اين شرف زياد مى‏شود مانند خاموش كردن آتش نمرود براى ابراهيم، قرار گرفتن سفينه نوح به كوه جودى، غرق ساختن فرعون در دريا و نجات حضرت موسى از دست فرعون، نجات حضرت عيسى از دست يهوديان. شيخ عباس قمى در ادامه مى‏گويد: شيخ صدوق از ميثم تمار نقل كرده كه ميثم تمّار گفت: اين امت پيامبر، فرزند پيغمبر خود را مى‏كشند و روز عاشورا را كه فرزند پيغمبر را كشته‏اند، روز مبارك قرار مى‏دهند و اين كار شدنى است و خواهد شد. راوى مى‏گويد: به ميثم گفتم: چگونه آن روز را روز مبارك قرار مى‏دهند؟ گفت: آنان در فضيلت آن حديث وضع مى‏كنند و مى‏گويند: روز عاشورا روزى است كه خداوند توبه آدم را پذيرفته است با اينكه توبه آدم در ذى حجه پذيرفته شده است، آنان مى‏گويند: در عاشورا، يونس از شكم ماهى نجات يافته است، در حالى كه در ذى قعده از شكم ماهى نجات يافته است، مى‏گويند: روز عاشورا روزى است كه سفينه نوح در كوه جودى قرار گرفت در حالى كه روز هيجدهم ذى حجه در كوه قرار گرفت و آنان مى‏گويند: روز عاشورا دريا براى موسى شكافته شد در حالى كه در ربيع الاول شكافته شده بود، (مفاتيح الجنان، ص 476، اعمال روز عاشورا، چاپ اول، انتشارات فاطمه زهرا).